آفتابکاران جنگل در دو روایت

آفتابکاران جنگل دهه چهلپس از کشته شدن ندا آقا سلطان در خیابانی در تهران بروی فیس بوک نسخه نویی از« آفتابکاران جنگل» پیدا شد. کار نو بود. ازکیفت و اجرا نمایان بود که کار نو است. برخی از واژه‌ها تغیر داده شده بود. چسبانده شده بود به تحولات اخیر جامعه ایران. بدل همه سیاسی‌های قدیمی مینشت. همه سیاسی‌های جوان آنرا متعلق بخویش می‌پنداشتند. سیاسی‌های پیر هم. غریب بود که چرا ترانه‌ای از جنبش چپ ایران جنبش سبز را تداعی میکند. آیا راهیان جنبش سبز در پی کاشت خورشید در کوه‌ها هستند؟ با  تفنگ و گل و کندم کاشتن چه میکنند؟ یا چنین است که چپ‌ها در پی پس گرفتن رای خویش بدون تفنگند؟ هر چه بود اشک من رو که درآورد! هر دو نمونه را برای یادداشتن و شنیدن شما در میرزا میگذارم. اولی روایت سرخ‌ها است و دومی روایت سبزها.

 

برچسب‌ها: , , , ,

۲ پیام‌

  1. متأسفانه خمینی و شاگردانش جزٔ ارتجاع و سرکوب وکشتار و نابودی حرث و نسل این کشور و البته دزدی و چپاول از همه اقسامش کار دیگری بلد نیستند .این هم یک نمونه ایش.

پیام شما  • پیام و نام‌هایی که به زبان‌های دیگر و یا پینگلیش نوشته شوند، حذف خواهند شد! برای تبدیل پینگلیش به فارسی به اینجا بروید.