درباره

درباره میرزا

امیر رضایی

امیر رضایی

نامم امبر رضایی است. در نازی‌آباد تهران  بدنیا آمدم. کودکی را در خیابان‌های خاکی هفت‌سنگ ‌بازی کردم. در دبستان سپاه‌دانش (اکنون نام دیگری دارد) ابتدایی را خواندم.  کتابخانه کانون پرورش در پارک چهارم آبان (اکنون سیزده آبان) مفر و پاتوقی بود در ابتدای راهنمایی. در موسسه فرح (اکنون شریعتی) راهنمایی را خواندم. همانجا به دبیرستان رفتم که انقلاب شد و موسسه دیگر مختلط نبود و طعم دخترتنها از پشت دیوار آهنی نوکشیده میان موسسه گوارا بود. انقلاب نوجوانینیم را سرخ کرد و همه کارهای آندوره را در دوره‌های بعد کردم. شب‌های آتش پدافند در تاریکی تهران صدام را دشنام دادم و هوای گواری تهران را با ترس تنفس کردم. در بهاری دیگر چند ماهی شمال شهرنشین شدم و پشت باغ سید ضیا (اکنون برج شده) اقامت داشتم. هرزگاهی را هم در خود باغ گذراندم مانند بسیاری از هم نسل‌انم. بهار سال بعد میهن را برای همیشه به وسوسه فرنگ ترک کردم.  پس تنها راه زندگی را جستم و یافتن هر کدام هزینه گزافی برای جان دیگر نه جوان من داشت.

خلاصه: در دهه چهل و در بحبوحه انقلاب سپید بدنیا آمدم. در دهه پنجاه نوجوانی و انقلاب و عشق را چشیدم. دهه شصت به زندان و فرنگ و درس و زن گذشت. دهه هفتاد درگیر کارمندی و درد نان بودم که پدر شدم. دهه هشتاد مرگ چهره رشت نمودمم و آغاز میانسالی بود و سرگردانی تازه هویت و آفرینش. دهه نود را یاس دگرگونی رقم زد و ما که هنوز نظاره میکینیم شب‌ها و روزها را. همین.

درباره سیاحتنامه

در اول فرودین ۱۳۸۱ نخستین نبشته سیاحتنامه کتابت شد. هودر تازه به صرافت بلاگ‌نویسی افتاده بود. نبشته‌هایش را میخواندم و وسوسه اینکاره شدن من را به ورطه هولناک بلاگ‌نویسی انداخت. این نبشته دوم من بود: «با سلام و تهنیت روز نویی دیگر، این حقیر نیز به مصیبت میرزایی وب لاگ مفتخر گردید. شکر بی پایان بد هودر را که این در بر ما گشود.که درگشوده در این ایام چونان شلغم خام نشود یافت به وفور.» کار و بی‌وقتی نگذاشت که درست به این معصیت بپردازم. نه اینکه سرم شلوغ بود که بود. اما بیشتر به این خاطر که نمیشد که هم کار و زندگی و خانواده داشت و هم همگام با تکنیک شتابان این رسانه پیش رفت. هرازگاهی مینوشتم وهرازگاهی بروز میکردم تکنیک را. گاها میبریدم و چند ماهی را بدون بلاگ و با عذاب وجدان سر میکردم.و گاهی تکنیک ضربه سهمگینی میزد. هر چه بود ادامه دادم نه همیشه ونه روبروز. شرایط انسانیم تعین کرد که کی و چقدر بنویسم. لحن و زبان سیاحتنامه نیز مستثنی این قاعده نیست. حال و روزگار من لحن و گفتار من را رنگ میدهد. سیاحتنامه مفری است و کاها سدی. این دوگانگی نیز در این باری بسی بروز کردن تاثیر گذاشته. نه در پی صید خواننده است سیاحتنامه نه در پی جنجال. اینجا حیاط خلوت باغ زندگی من است. بعضا قدمی در آن میزنم و به صدای پرنده‌ها گوش میدهم. شما هم اگر آمدید چای و قلیانی هست. اگر مایل به گذاشتن پیام یا یادگاری در سیاحتنامه هستید، خواهشا به فارسی بنویسید که شکر است. پیام‌های انگلیسی و پینگلیش حذف خواهد شد. نام نیز از این قاعده مستثنی نیست.

درباره آیینه و دیگر برنامه‌ها

بخشی از این سامانه به برنامه‌ها و کارهایی پرداخته که بلاگ‌نویسی نیست. برخی از آنها را در دید همگان قرا میدهم، برخی را نه. دلیل اصلی جمع‌اوری کارهای در حال انجام و احتمالا کارهای انجام شده نیاز من به یکپارچگی و سادگی کار است. به این معنا که مجموعه مشغولیات وقت آزاد خود را در یک جا گرد‌آوردن کار با آنها را آسانتر میکند و نیز نوعی تصویری یکپارچه به من می‌دهد تا بدانم که کجایم و چه میکنم. زیاد کنجکاو نباشید. اینها بیشتر برای این نیاز در سیاحتنامه جمع‌اوری شده و نه برای بازدید همگانی. همیشه نیز در حال تغیر و دگرگونی هستند این برنامه‌ها. آنها که در دید همگان هستند نیز به آهستگی انجام میشوند. اگر دیدید و پسنددیدیت تقصیر من نیست. اگر هم دیدید و نپسندیدید نیز باز گناه از من نیست.

درباره تکنیک سایت

سیاحتنامه با پشتیبانی وردپرس ساخته شده. برگردان فارسیش را از اینجا بارگیری کنید.  پوسته ساحتنامه ترجمه فارسی  میبو است با تغیرات من. برای درست دیدن سیاحتنامه نیاز به نسخه نسبتا نوی مرورگر  فایرفوکس و یا اینترنت اکسپلور دارید. سیاحتنامه با  سایر مروزگرها هم آزمایش شده و بقول ایرانی‌ها جواب داده. اما بهترین مرورگر برای دیدن میرزا فایرفوکس است. عرض برگه‌ها ۹۶۰ است. به فلاش و جاوا نیز نیاز دارید. سیاحتنامه محتوی مقادیر فراوانی رسانه است مانند عکس، صدا، فیلم و دیگر. علیرغم تلاش من برای سبک نگه داشتن برگه‌ها شاید بارگیری برگه‌ها با سرعت اینترنت در ایران کمی طول بکشد. تلاش کردم که همه چیز در این سامانه به فارسی باشد. اما به ترجمه همه بخش‌ها هنوز نرسیدم. بویژه افزونه‌های تازه. ترجمه و برگردان تکنیک نو به فارسی هم عذابی است علیم. زیرا هرکس واژگان خودش را انتخاب میکند و برای بسیاری از واژه‌ها هنوز برابر فارسی وجود ندارد. اینم از این بقول بچه محل‌آ.

تماس با میرزا

من را در فیس‌بوک و سایر شبکه‌های اجتماعی با جستجوی نامم میتوانید پیدا کنید. . اگر هم حرفی برای گفتن یا نوشتن دارید از فرم زیر استفاده کنید و برایم بنویسید.  پیام و نام‌هایی که به زبان‌های دیگر و یا پینگلیش نوشته شوند، حذف خواهند شد! برای تبدیل پینگلیش به فارسی به اینجا بروید.

نام و نام خانوادگی (گزینه الزامی)

پست الکترونیک (گزینه الزامی)

موضوع (گزینه الزامی)

پیغام (گزینه الزامی)

captcha

جفنگ گیر! لطفا کد امنیتی بالا را در فرم زیر بنویسید.

:)

برچسب‌ها: , , ,