سی بیست نهاده بر سر سرو

سعید نفیسی

سعید نفیسی

در قرن هشتم در شعر فارسی بدعتی گذاشتند كه مخصوصاً در قرن نهم به اوج كمال خود رسید و آن معماساختن بود. دامنه این كار به جایی كشید كه در قرن نهم عده بسیاری از شعرایی داشته ایم كه به جز معما چیز دیگری نگفته اند و دامنه اینكار وسعت عجیبی پیدا كرد و كتابهای متعددی در حل معما نوشته شد. معمولشان این بود اشعاری می گفتند كه كسی باید پس از تفكر بسیار و فشار زیاد بر مغز خود مثلاً نام كسی را ازآن بیرون بیاورد. ساده ترین شاهد از این گونه اشعار، شعر شاعری است كه گفته است:

نام بت من اگر بخواهی    سیبیست نهاده بر سر سرو

معنی ظاهری این شعر این است كه یك سیب را بر سردرخت سرو گذاشته اند. اما سیبیست را باید سی بیست بخوانید. یعنی سی بار عدد بیست(یا 6۰۰=3۰×2۰) كه در حساب ابجد و حساب جمل مطابق با حرف خ است و خ را كه بر سر سرو بنویسید، می شود خسرو و نام خسرو از این شعر بیرون می آید. این هم خود نوع دیگری از هنر برای هنر است. من كه این هنرمندیها را نمی پسندم. نمی دانم عقیده شما خواننده عزیز در این زمینه چیست؟ آیا نباید تفاوتی در میان حل یك معادله جبر و مقابله با یك اثر هنری باشد؟

برگرفته از: به روایت سعید نفیسی خاطرات سیاسی، ادبی، جوانی

برچسب‌ها:

پیام شما  • پیام و نام‌هایی که به زبان‌های دیگر و یا پینگلیش نوشته شوند، حذف خواهند شد! برای تبدیل پینگلیش به فارسی به اینجا بروید.