فاتح شدم

برف بهار استکهلم

بهار آروم به خارای شمال لیس میکشه. پالتو و شال وکلاه رو یواش یواش میشه که بی عذاب وجدان و سرمای سحر تو خونه جا گذشت. نور تیز بهار چشمها رو تنگ میکنه ودلها رو شاد. وآدم ترانه های غم انگیز رو با شادی زمزمه میکنه.

فاتح شدم.

برچسب‌ها: ,

پیام شما  • پیام و نام‌هایی که به زبان‌های دیگر و یا پینگلیش نوشته شوند، حذف خواهند شد! برای تبدیل پینگلیش به فارسی به اینجا بروید.