نقال و مقلد در تهران قدیم

نقالی

نقالی

برخی از نقالها و شاهنامه خوانها و درویشان مداح، راستی در فن خود نبوغ داشتند. من هر وقت به یاد این می افتم كه چگونه بساط این مردمی را كه در برانگیختن احساسات مردم ایران به مراتب بیش از رادیو و سخنرانیهای امروز مؤثر بودند در هم نوردیدند و جاهلانه این اوضاع را به هم زدند، راستی دریغ دارم. قهوه خانه های بزرگ در فضای وسیعی دایر بود. در میان آن فضا تختی مانند تخت تكیه ساخته بودند و اول شبها یك دسته بازیگر كه به آنها مقلد یا تقلیدچی می گفتند در روی آن تخت یك تأتر واقعی می دادند و نمایشنامه ای را كه در همانجا و در همان مجلس با كمال سرعت سرهم می كردند و بالبداهه از خود می ساختند بازی می كردند و لباسهای مناسب نقش خود در بر داشتند. پیداست كه همیشه موضوع آنها مضحك و خنده آور یعنی یك كمدی واقعی از زندگی روزانه مردم بود. البته هركس درفن خود ونقش خودتخصص داشت. یكی نقش زن، یكی نقش كاكاسیا، دیگری نقش قلدر بدمست عربده كش، یكی نقش مأمور متصدی دولت و یكی نقش مرد مُصلح خیراندیش را بازی می كرد. در تقلید لهجه های مختلف مردم ایران از كاشانی وقزوینی و همدانی وتبریزی و اصفهانی و یزدی و غیره مهارت عجیبی داشتند. هیچ نمایشنامه ای نبود كه در آن نقش مأمور زورگوی متصدی دولت را بازی نمی كردند. سه چهار دسته بزرگ از این مقلدها در تهران بودند. معروفترین آنها دسته ای بود كه به مناسبت نام سردسته به آن دسته مؤید می گفتند و پاتوق آنها به اصطلاح آن روز، یعنی محل معهود و همیشگی آنها قهوه خانه بزرگی بود در میان خیابان چراغ برق معروف به قهوه خانه زرگرآباد . این دسته های مقلد را به عروسی ها هم دعوت می كردند. در وسط حیاط روی حوض تختی می زدند و در آنجا نمایشنامه خود را كه البته می بایست متناسب با عروسی و توأم با موسیقی باشد، بازی می كردند.

برگرفته از به روایت سعید نفیسی خاطرات سیاسی، ادبی، جوانی

برچسب‌ها: ,

پیام شما  • پیام و نام‌هایی که به زبان‌های دیگر و یا پینگلیش نوشته شوند، حذف خواهند شد! برای تبدیل پینگلیش به فارسی به اینجا بروید.