یک کلمه

یوسف خان مستشارالدوله

یوسف خان مستشارالدوله

فقره يازدهم تحرير اصول دخل و خرج دولت و نشر آن است. بدهي اهالی را قدر معينی لازم است، و اين قدر معين را در مقابل خرج دولت، مقياس و ميزانی است ضرور. اگر مخارج يك دولت، محرر و معلوم نباشد، تعيين ماليات بر وجه عدالت ميسر نشود و مقدار احتياج اداره‌ها چون اداره لشكر و ادره داخله و اداره خارجه و غيره بدين طريق معلوم می‌شود. يعنی قبل از وقت مشخص می‌كنند كه برای وزارت جنگ فلان مقدار و برای وزارت داخله، فلان مقدار و برای وزارت خارجه، فلان مقدار مخارج خواهد شد و با اين طرز، خلاصی از اسراف در خرج دولت و رفع تعدی نسبت به رعايا آسان می‌گردد. و از آن طرف هم چون اهالی می‌دانند كه مخارج لازمه دولت فلان مقدار است، در ادای آن تعلل نمی‌ورزند. پس اين قاعده نيز در شريعت مطهره اسلاميه به باب تبليغ و تفهيم مطابق است با حديث “فليبلغ الشاهد منكم الغائب” يعنی، شما كه در اين مجلس حاضريد، تبليغ بكنيد غايبان را.

در اين باب، برهان واضح است و حضرت رسالت پناه، صلی‌الله عليه و آله، در اكثر خطبه‌ها در پی هر جمله، “هل بلغت” فرمودی. اگر مستمعان “نعم” گفتندی و خواهش توضيح و تكرار ننمودندی، حضرت به جمله آخر گذشتندی.

بايد دانست احسن سياست، آن است كه بر اخلاق حسنه مؤسس باشد. اين كلام ارسطاطاليس است و به عقل و نقل مطابق.

پس واجب است كه تدابير دولت به تغيير اخلاق تبعه و اهالی‌اش، سبب نباشد؛ بلكه به تهذيب و تزيين اخلاق آنها اسباب عمده شود.

بنابراين اكثر تدابير سياستيه فرنگستان در تهذيب و تحسين اخلاق اهالی، مدخليت عظيم دارد. و قضيه تعيين ماليات و تحرير خرج كه شرح داده شد از اين تدابير است. امروز در ممالك اسلام، چون محصلان ماليات به سر اهالی گماشته شوند، و اهالی كه از مخارج دولت خبر ندارند چنين پندارند كه بدهی آنها به هوا و هوس حكمداران صرف می‌شود، لهذا اكثر آنها برای تخليص گريبان از تكاليف دولت، به خيال پيدا كردن راه‌های حيله و خدعه و دروغ و حبس مال و كتم ثروت خود می‌افتند. و بدين جهت اخلاق صادقه اسلاميه آنها تغيير پذيرد و از آن طرف نيز محصلان ماليات راه‌های حيله و دروغ آنان را كشف كنند و آنها را به محبس برند و چوب زنند لاجرم اهالی را خوف و مسكنت و هتك ناموس و فرار عارض گردد و اخلاق شجاعت و بطالت و علو همت آنها مرده شود.

در دولت انگليس سابقاً برای تعيين ماليات نسبت به واردات اهالی، قاعده تفحص گذاشته بودند. امروز اين قاعده را ترك كرده و به قول خود هركس اعتماد می‌كنند. يعنی از مداخلهايی كه صلاح دولت و رعيت است و موافق قانون در بدو كار معين كرده‌اند، از خود شخص می‌پرسند و او هر چه بگويد باور می‌نماينی و ماليات را از روی مداخل او، از قرار گفته خودش اخذ می‌كنند.

ملاحظه بايد كرد كه به اهالی به چه درجه اعتماد كرده‌اند؛ و به جهت همين اعتماد، چقدر اخلاق آنها را به اصلاح آورده و به صدق و راستی معتاد شده‌اند. و از وقتی كه اين تدبير را به كار برده‌اند، ماليات دولت روز به روز زياد شده؛ و به تجربه ديده‌اند كه سابقاً اگر از صد نفر، ده نفر بدهی خود را ناراست گفتی، امروز پنج نفر هم نمیرسد.

بخش يازدهم کتاب «یک کلمه»

نوشته ميرزا يوسف خان مستشارالدوله به سال 1249 خورشیدی

حال بگویید بخنیدیم یا بگرییم؟

برچسب‌ها: ,

یک پیام

  1. سلام دایی امیر
    این وبلاگ پریاست
    خوشحال میشیم بیایید پیش ما
    http://pariagol.persianblog.ir

پیام شما  • پیام و نام‌هایی که به زبان‌های دیگر و یا پینگلیش نوشته شوند، حذف خواهند شد! برای تبدیل پینگلیش به فارسی به اینجا بروید.